۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

سرنشینان ته نشین



در این حوالی، برای استفاده از اینترنت، بیش از آنکه به حداقلی از دانش انفورماتیغ و زبانی فرنگی نیازمند باشیم، محتاج حداکثری ازوقت آزاد و استقامتیم. در افسانه ها آمده است که لاکپشت دانا ،که آهسته و پیوسته می دوید، خرگوش نادان را ،که شتابان اما گسیخته می دوید، شکست داد. درمقابل، موشکی فضاپیما که با شتابی فزاینده به سمت ملکوت اعلی می رود مشکل از طیاره توپولفی شکست بخورد که هنوز نپریده زمین گیر شد و خوشبختانه سرنشینانش را ،هرچند ته نشین کرد، اما همراه موشک مذکور به ملکوت اعلی نفرستاد.
در جریده ای، فهرستی از کشورها ،بر اساس سطح رفاه، منتشر شده است. دانمارک در این فهرست چهارم است. نام آورترین دانمارکی تاریخ احتمالاً هملت باشد، پرورده شکسپیر انگلیسی و زبان زدترین گفته هملت "بودن یا نبودن، مسئله این است". از جمله معانی رفاه یکی هم می تواند اختیار شهروند مرفه باشد در انتخاب چگونگی زیستش. یعنی بر خلاف گفته شازده ستمدیده، مسئله نه بودن و نبودن، که چگونه بودن است. اما زمانی که گونه های بودن آنچنان گسترده و گوناگون شود که کار به ترجیح بلامرجح کشد، اوضاع اندکی بهم می ریزد. چند سال پیش، می گفتند بالاترین آمار خودکشی مربوط به همان کشور است. گویا وقتی کسی نتوانست بین گونه های بسیار زیستن، یکی را برگزیند، به همان مسئله کهن باز می گردد و بین بودن یا نبودن، یکی را اختیار می کند.
زیستن در سرزمینی که تنها مسئله بودن یا نبودن باشد، مصیبت است اما کسانی نتیجه می گیرند وقتی که مسئله نهایی در کشورهایی بی نهایت مرفه و کشورهایی بی بهره از رفاه یکسان است چه توفیری می کند کجا. اگر در زمان خیام، گستره گیتی از دارالخلافه بغداد تا بلخ بوده است، اکنون که جهان و تفاوت سرزمینها گسترده تر شده، شعر آن حکیم را می توان اندکی دست کاری کرد و البته ناکوک شدنش را به سازگارشدنش با واقعیت بخشید: چون عمر به سر رسد چه دنمارک و چه بلخ.
شخصاً ترجیح می دهم از نقرس به هلاکت برسم تا گرسنگی.