موسیقی ملایم و آشنایی به گوش میرسد. بر پاگرد پلکانی، شخصیت دراز و صورتی و تقریباً یکبعدی همانطور که دمش را تاب میدهد به تابلوی روی دیوار خیره میشود. متوجه شده که کج است؛ صافش میکند. خب البته کل ساختمان کج میشود و دراز صورتی از پلکان سقوط میکند و ناپدید میشود. چند ثانیه بعد از طرف دیگر کادر وارد میشود و سکندریخوران از همان راهپله فرومیافتد و باز چند لحظه بعد از کادر خارج میشود و از کادر خارج میشود و از کادر خارج میشود. بیننده متوجه میشود که بینوا در دایرهای گیر کرده است به نحوی که تفاوتی بین سقوط و صعودش نیست و همانطور که فرامیرود، فرومیافتد. به بیان خیلی فلسفی: سقوط استعلایی یا صعود استفالی.
حکومتها معمولاً ردیف بودجه دارند برای نظرسنجی. پول خرج میکنند تا بدانند مردمان چطوری فکر میکنند. الزاماً نه برای تغییر یا هدایت آن طرز فکر. گاهی فقط برای آنکه بکوشند که غافلگیر نشوند. ضرورتی هم ندارد همیشه که برای نظرسنجیها پرسشنامه درست کرد و تعدادی دانشجو و کارمند را به در خانه ملت فرستاد. گاهی از جاهای دیگر در سکوت و بدون پرسش و پاسخ میشود فهمید که شماری از مردم تقریباً چطور فکر میکنند. یکی از این نظرسنجیهای خاموش و نامحسوس که نشاندهنده افکار درصد بزرگی از جمعیت است، مطالعه و مقایسه شیوه نامگزینی برای نورسیدگان است. کاری که برعهده ثبت احوال است و البته انجام داده. نتیجه را مدیرکلی در همایش مهندسي فرهنگ نام گزيني چنین اعلام کرده:«تمايل والدين براي انتخاب نام فرزند به سمت تنوع و انتخاب نام هاي خارج از عرف کشور کشيده شده و روابط اجتماعي افراد هم در انتخاب نام بسيار تاثيرگذار است.از سال 57 تاکنون اسامي مذهبي و اسلامي پرطرفدارترين نام ها در کشور بوده اند و طي اين سال ها محمد، علي، حسين و مهدي از ميان نام هاي پسران و فاطمه، زهرا، مريم و معصومه در ميان نام هاي دختران بيشترين فراواني را داشته اند. سليقه جامعه در انتخاب نام تا حدودي نسبت به گذشته تغيير کرده و اين تغيير يک هشدار است و نهادهاي مختلف مانند رسانه ها، آموزش و پرورش، سازمان هاي فرهنگي و هنري، شهرداري ها و دانشگاه ها بايد در جهت فرهنگ سازي انتخاب نام بهتر عمل کنند. نام هايي مانند مريم، فاطمه، معصومه، اعظم، ليلا و زهرا اسامي تک واژه و اسلامي و پسنده اي هستند که در سال 59 بيشترين فراواني را داشته اند، در حالي که در 10 ماهه امسال نام هاي ستايش، نازنين، زهرا، سارينا، رها، باران و هستي به اين نام ها اضافه شده است. اين اسامي نيک و شايسته هستند، ولي با توجه به فرهنگ جامعه انتخاب نام براي فرزندان بايد بر مبناي عرف مذهبي و اسلامي باشد.»
طعنه زدن به اسامی نامحبوب مقامات چیز جدیدی نیست. شهردار تهران چند سال پیش گفته بود که « در جبهه کامبیز و ایرج نداشتیم و بچههایی که بودند اکثرا اسامی آنها مجید، حسین، نقی، تقی و علی اکبر بود.» اینکه در جبهه نقی بیشتر بوده یا کامبیز و اینکه همان وقت در کل مملکت چندتا کامبیز بوده و چندتا حسین و چه درصدی از صاحبان چه نامی رفتهاند جبهه امری است که هنوز مشخص نیست، منتها در مورد افاضات جناب ثبت احوال مشخص است که قضیه برعکس است. اول اینکه عرف ثابت نیست و تغییر میکند و ضرورتاً هر تغییری بد نیست. دوم اینکه نامهای معمولی مثل نازنین، رها، باران و هستی نشاندهنده عرفند چون معمولند. جناب مدیرکل مایل است سلیقه شخص خودش را عرف بداند و سلیقه دیگران را انحراف از عرف و تقاضا هم دارد که دستکم پنج نهاد گت و گنده سلیقه ایشان و همفکرانش را تحمیل کند. واقعیت ماجرا آن است که حالا که زحمت کشیدهاند و بانی خیر شدهاند و چنین مطالعه دقیقی کردهاند، بد نیست از نتایجش برای تحلیل افکار عمومی استفاده کنند نه صافکاری سلایق خلقالله مطابق میل خودشان. اینکه چقدر این قضیه جدی باشد و از کی بخواهند صبح و شب مقادیری اسم مطلوب حضرات را به خورد امت بدهند محل شک است. آنچه محل شک نیست آن است که نتایج این نظرسنجی نامحسوس به درد فهم بعضی از گرفتاریهای دیگر باشندگان این سرزمین میآید. به علاوه، مشت نمونه خروار، خود اظهار نظر مقام ادارهجاتی البته نظرسنجی مناسب دیگری است که مشخص میکند یکی از گرفتاریهایمان چیست.
موسیقی ملایم و آشنا همچنان پخش میشود. هر قابی را که دستمان رسیده صاف کردهایم. تاثیری ندارد که بفهمیم این کاری که مشغولشیم، سقوط است یا صعود.
بعد تحریر: حرف آن برادر را میشود این طور هم گفت: گویا مردم ایمانشان شل شده که چنین اسامی غریبی روی بچههایشان میگذارند. هرچند متاسفانه نظرسنجیای در این مورد دردست نیست، مشتاقم، حتی محتاجم بدانم کسانی که نامهای زیر را برای واحدهای صنعتیشان برگزیدهاند و تبعاً همان را برای تیم ورزشیش به کار بردهاند، چه چیزشان را از دست دادهاند:
باشگاه فوتبال نیرومحرکه قزوین
باشگاه فوتبال سرخپوشان دلوارافزار
باشگاه بسکتبال لوله آاس شیراز
باشگاه بسکتبال جهش ترابر قم

